عزت الله مولايى نيا همدانى
192
نسخ در قرآن ( فارسى )
نقلى معتبر و قطعى ، باطل و محكوم بوده و مردود است و هيچ مسلمانى حتى غير مسلمين - با توجه به دلايل عقلى آن - نمىتوانند آن را بپذيرند مگر بيمار دلانى كه از حيطهء بحث ما تخصصا خارج مىباشند . رابعا : هيچيك از آيات قرآن ( آيههاى سهگانه دال بر وقوع نسخ در قرآن ) به صورت نص و يا به صراحت و حتى احتمال قوى دلالت بر وقوع نسخ تلاوت و حكم با هم و يا « نسخ تلاوت با ابقاى حكم » ، نمىكنند ، بلكه هر سه به صورت مطلق و عام مىباشند و دلايل عدم تحريف قرآن كريم ( عقلى ، نقلى و اجماعى ) آنها را تخصيص زده ، تنها در محدودهء « نسخ حكم و بقاى تلاوت » آن را تجويز مىنمايد ، بنابراين ، دليلى مبنى بر جواز و يا وقوع چنين « نسخى » نيست بلكه دهها دليل بر عدم جواز آن وجود دارد . علاوه ، بر فرض هم كه از ايرادهاى بالا صرف نظر نماييم ، باز هم نسخ تلاوت مشكل مدعيان آن را حل نمىنمايد ؛ چرا كه بر پايهء بسيارى از رواياتى كه مدعى سقوط و حذف سورهها و يا آياتى از قرآن گشتهاند ، صراحت دارند كه آيات و سور ساقط شده هنوز پس از رحلت پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله ، بر صفت قرآنى بودن خود باقى بود و خود را حفظ نموده بودند . چون : اصرار عمر بر نوشتن : الف - آيهء « رجم » . ب - آيهء عايشه ( پنج نوبت شير دادن ) تا پس از رحلت پيامبر اسلام - صلّى اللّه عليه و آله - جزو قرآن بوده و خوانده مىشده است . ج - داستان رضاع كبير و آيهء رجم كه بر صحيفهاى زير تخت عايشه بودهاند و هنگامى كه آنان به دفن و كفن رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - مشغول بودند ، حيوان خانگى آنها را خورده است . د - دو سورهء « خلع و حفد » كه در مصحف ابى بن كعب بودند . ه - ماجراى سقوط اول سورهء برائت همراه با بسم الله الرحمن الرحيم . و - قضيهء از دست رفتن آيات زيادى از قرآن .